- : نعوذبالله ، استغفرالله
- : Pahrizi numxěđâ , pahrizi
- : بردین
- : ممسنی
در پهلوی ساسانی هم به شکل پَهرِچ و پَهریخ بکار رفته
قَهس لباس = سبک لباس
قهس چوپی = سبک چوپی
یو چه قهس لباس پوشیدنه یعنی این چه سبک و سیاق لباس پوشیدن است
ق + اَ کشیده + س = qaas
گایَل خاشت وِیکَنِن یعنی گاوها نشخوار میکنند
فلانی خاشت ویکنه یعنی فلانی داره نشخوار میکنه (منظور چرت و پرت گفتن است یعنی مثل حیوانات نشخوار میکند ، مثل حیوانات سخن نامفهوم میزند)
در پهلوی هم اَکار akâr معنیه ناتوان میدهد
انار رو چهرنادم یعنی آب انار رو کامل گرفتم
لباسل خیسته بچهره یعنی آب لباسهای خیست را با فشار و تکاندن بیرون بکش تا خشک شود
(ترجمه فارسی آن سخت است)
هرم بدن یعنی حرارت بدن
حرم نفس یعنی حرارت و گرمی نفس
در تکمیل واژه ارسالی همتبارمون از نهاوند که معنی فارسی آن را ذکر نکرده ، در لرستان جنوبی به گرمی نفس میگیم هرم نفس و هرم یعنی حرارت و گرمی و خود واژه هفار نفس هم کاربرد دارد
هم اسم هستند و هم فعل
برنج رو بپال / واپال یعنی برنج را آبکش کن
بپال / واپال رو بیار تا برنج رو واپالنم / بپیلنم یعنی آبکش رو بیار تا برنج رو آبکش کنم
خو (خو) در لری جنوبی به معنی خود و خویشتن میباشد