منو نومچیانامه لری


Generic selectors
دقیقا مثل این
جستجو در عنوان ها
جستجو در محتوا
جستجو در پست
Search in pages
اولین لغت نامه (نومچیانامه) لری-لرفا

 

به لرفا خوش آمدید

درصورتی که منو یا جستجو غیر فعال شده شما میبایست مرورگر خود را بروزرسانی کنید
(مرورگر پیشفرض در گوشی های هوشمند)

 

همکاری با لرفا – ارسال لغت ها از سوی شما در مناطق مختلف کشور ثبت لغت با نام شما  صفحه ارسال لغت
 
دانلود و نصب اپلیکیشن لرفا (لغت نامه لری) صفحه دانلود برای اندروید
دانلود و نصب اپلیکیشن لرفا (لغت نامه لری) صفحه دانلود برای  ios

آخرین بروزرسانی لغات ۱۳۹۹/۰۲/۱۰
اشگفت
  • : غار...شکاف درون کوه
  • : اشگفت
  • : مسلم دهقانی گرپی
  • : اندیمشک
ریداری
  • : ریداری
  • : ریداری
  • : سعید
  • : لرستان
میره
  • : شوهر
  • : Mira
  • : تشمال
  • : مناطق بختیاری
زینه
  • : زن ،همسر
  • : Zina
  • : بهداروند
  • : مناطق بختیاری خوزستان ،چهارمحال
لیش ،بلاج وین
  • : زشت ،بد
  • : لیش .بلاج وین
  • : علی بابادی
  • : خوزستان منطقه بختیاری.ایذه ،لالی ،می سلیمان ،رامهرمزو..
کچی
  • : عمه
  • : Kechi
  • : بابادی وند بختیاری
  • : بختیاری
واس

واس تابیام .یعنی بایست تابیام
به ماشین بوگو واسته .(به ماشین بگو بایسته )

  • : ایستادن .سرپا ایستادن .توقف کردن
  • : Vas
  • : پیا بختیاری
  • : مناطق بختیاری خوزستان .چهارمال .لرستان .اصفهان
نوفت ،پت

به نوفت (پت )هم می گوییم

  • : دماغ .بینی
  • : Noft
  • : پیا بختیاری
  • : خوزستان منطقه بختیاری.ایذه ،لالی ،می سلیمان ،رامهرمزو..
سو

تو سوتیامی
یعنی تو نور چشمامی

  • : نور
  • : Soo
  • : پیا بختیاری
  • : مناطق بختیاری خوزستان .چهارمال .لرستان .اصفهان
افتو

این لغت در اصل افت هوی ر بوده که با گذشت سال به افتوه تبدیل شده وسپس به افتو
قابل ذکراست در لکی هوی ر معنی آفتاب میدهد .

  • : آفتاب ،خورشید
  • : Aftaow .
  • : علی بابادی
  • : خوزستان منطقه بختیاری
مجال

دیرمجاله یعنی دیر وقته

  • : زمان .وقت
  • : Majal
  • : علی بابادی
  • : بختیاری اهواز-مسجد سلیمان
لحت
  • : لخت -عریان -برهنه
  • : Loht
  • : علی بابادی
  • : خوزستان .اهواز
دی رست

درهنگام پاره شدن لباسی یا کفش و.. این فعل بکار میرود. مثلا کوشام دی رست .(کفشهام پاره شد.)

  • : پاره شدن
  • : De rest
  • : علی بابادی
  • : بختیاری اهواز-مسجد سلیمان
هووال (هم مال)

این اصطلاح در لری ولکی به اسم هم مال می آید ودربختیاری به اسم هووال می آید
مثلا وقتی میگویند آبروریزی نکین هووال داریم اشنفن …

  • : هم خانواده ،فامیل وابسته
  • : Huo'wal_ hommal
  • : علی بابادی
  • : اهواز
تیلیشست

این فعل در زمانیکه عضو بدن حالا یا انسان یا حیوانی با چاقو ضربه بخورد وبه دو قسمت گوشت را تقسیم وباز کند .تلیشست گویند

  • : جرخوردن ،باچاقو یاجسم تیز برنده بدن انسان جرح دار شود
  • : Tee-Lee-shest
  • : علی بابادی
  • : اهواز
تک‌‌

این لغت در زبان لری در مناطق ذکر شده رایج داره و کاربرد ان مواقعی هست که اب به صورت قطره از سقف چیکه میکند و با توجه به صدایی قطره اب که به احساس این مناطق وقتی به زمین میخورد همچین صدای در میاد البته این کلمه در اکثر گوشهای جنوب رایج هست

  • : چیکه
  • : tek
  • : محسن باقری .طیبی تارضایی
  • : کهگیلویه بخش چاروستا قسمتهای سر دسیر
دولک
  • : پارچ
  • : دُولَک
  • : حسین لطیفی
  • : گهگیلویه و بویراحمد
کتو
  • : سگ
  • : کِتو
  • : حسین لطیفی
  • : گهگیلویه و بویراحمد
کچک
  • : سنگ متوسط
  • : کِچُک
  • : حسین لطیفی
  • : گهگیلویه و بویراحمد
تنگر
  • : سنگ ریزه
  • : تُ ن گُ ر
  • : حسین لطیفی
  • : گهگیلویه و بویراحمد
۱۳۹۸ - ۱۳۸۹ © گروه برنامه نویسی دیارا